خرید بک لینک

درباره سایت

15#

آخرین مطالب

امکانات وب

خیلی ها در من مردند،شعر هایم بوی مرداب می دهد.نمی توان گفت فاجعه است،ولی اتفاق خوبی هم نیست.افکار به من هجوم می آورند،ولی زمان نگارش آن ها که می رسد،فقط می توانم خیره شوم و با خودم تکرار کنم:چه فایده!نمی فهمند که!

هیچ کدام از ما همدیگر را نمی فهمیم.درک کردن در این مواقع،واژه ایست بسیار ساده لوجانه و فکر میکنم اصولا بشر درک کردن را برای فهمیدن علم و چیز هایی از این قبیل اختراع کرد،نه برای موقعیت ها و احساسات.اگر به شما گفتند:"درکت میکنم"،شما اینطور بشنوید:"می توانم مراتب همدردیم را با گریه و زاری کردن دو نفره به بالا،در چشمانت فرو کنم یا با گفتن جملات امیدبخش،مسیر زندگیت را عوض کنم!!"

هیچکدام از ما،جای هم نیستیم،فکر می کنیم خیلی چیز ها از هم میدانیم،ولی در واقع تنها چیزی که از هم میدانیم،"هیچ چیز" است!ما فقط میتوانیم همدیگر را "یاد بگیریم".تعبیر دکتر شریعتی شاید درخور تر باشد:ا"ی خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم،کمی با کفش های او راه بروم."

+بیایید قبول کنیم یادگرفتن دیگران از راه دور، یکم خیلی سخت است!

با احترام،دانشجوی پیام نور یادگیری دلبر

+مغزم شدیدا قفل کرده،شعر جدیدم برای دلبر(اگر بشود شعر نامیدش و به ادبیات و مفاخر و فردوسی علیه الرحمه که آن حجم از رنج را متقبل شد،توهین نشود) کامل نمیشود که نمیشود!اشارتی جدید از دلبر می خواهد شاید!

+من شاعر نیستم!فقط همه کاری می کنم!ارگیولار طور!!

برچسب: نویسنده: نیکان پورعلی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:52

صفحه بندی